ره نامه
86/06/31ما را به شب سیاه بفروخته اند
در شام سیه ،پر بال ما دوخته اند
آتش به می، می بهمی آتش عشق
ما را به هزار می افروخته اند
نی نامه ی ما نامه ی دل بوده و بس
آخر ز دل است، ناله از دل بوده و بس
ما راه خلاص از شب آموخته ایم
بر بند پر و بال آتش افروخته ایم
آتش که همی راز جهان بود مرا
چون راه رها بود همی راه مرا
ما را به ره خویش شروعی دادیم
تاخر ز ره ظلم رهایی یابیم
آواز سگ ها و گرگها
86/06/31هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابري ساكت و خاكستري رنگ
زمين را بارش مثقال ، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ
سرود كلبه ي بي
روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولي از زوزه هاي باد پيداست
كه شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پرده هاي برفها ، باد
روان بر بالهاي باد ، باران
درون كلبه ي بي روزن شب
شب توفاني سرد زمستان
م.امید
ادامه مطلب
پرونده ای تازه برای تاج زاد
86/06/30
«مصطفي تاج زاده» عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشارکت شود. ادامه مطلب
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده سر نمی زند
یکی زه شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در صحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گزر گهی ست پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند!
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سابه داردو نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
ه.الف.سایه
ارباب پر خاش کرد که بدبخت ! چهل ساله نان مرا زهر مار می کنی ! مگر کور بودی ندیدی که چشم دختر من هم ((چپ)) است
گفت چرا ارباب.. اما.. چیزی که هست ُ دختر شما همه ی خوشبختی ها رو ((دوتا)) می بینه... ولی دختر من این همه بد بختی رو
کارو


آيتالله صانعي: از نظر فقهي ثابت کردم که ديه مرد و زن برابر است 
