مراسم سالگرد شاملو برهم خورد
87/05/06ادامه مطلب
بار شیشه...
87/04/31
سيدعطالله مهاجرانيمكتوب:با بار شیشه از راهی می گذشت، مامور راهداری
با چماقش قایم روی بار کوبید و گفت" چه داری؟" جواب
داد؛ اگر یک چماق دیگر بزنی هیچ ندارم! داستان تحول اقتصادی و
پرداخت 90 هزار میلیارد تومان یارانه همان چماق یا چوب دوم است که قایم بر ملاج اقتصاد ما خواهد خورد
ادامه مطلب
عبور بي مسير
87/04/30نمي دانم چرا؟
حرفحايم در گلو پوسيده شد
گريه ها بيتاب تر
مي تازدم
خسته تر
افسرده تر
فرياد ها
***
باد ها غران
زمين بي خوابتر
برگها ريزان
خزان بيتاب تر
ديده ها لرزان
نگاه ابر خيس
حسرت رفتن
عبوري بي مسير
***
حرف حرفم،
رج رج شعرم
به يغما مي رود
چشمه هاي شعر من
از آب سير
لحظه ها
از پي گذر ها مي كنند
اي خدا
بيدار ماندم
اي دريغ....!
(شاعر: سيد محمد رضا متقي)
ما نوشتيم و گريستيم
ما خنده كنان به رقص بر خاستيم
ما نعره زنان از سر جان گذشتيم ...
كسي را پرواي ما نبود.
در دور دست مردي را به دار آويختند :
كسي به تماشا سر برنداشت
ما نشستيم و گريستيم
ما با فريادي
از قالب خود بر آمديم .
احمد شاملو
طرحی برای صلح
86/08/23سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت
دو سه حرف بر سنگ:
((به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ،
که بر جنگ ))
((قیصر امین پور))
جای خیس باران
86/08/21صدای زوزه ی باد
نگاه خسته ی من را
از اتاق خالی بی روح
دزدید
و صدای شیونی
از دور
قلب خسته مرا
مثل شاخه های بید
لرزاند
گریه ی ابری سیاه
صدای شر شر باران
تق تق قطره ی آب
که رو ناودون
می ریخت
((از خودم))
ادامه مطلب
یک با یک برابر نیست
86/08/16معلم پای تخته داد میزد 
صورتش ازخشم گلگون بود
ودستانش به زیرپوششی ازگرد پنهان بود
ولی آخرکلاسی ها ،
لواشک بین خود تقسیم می کردند
خسرو گل سرخی
ادامه مطلب
افسوس
86/08/15هفت روز گذشت
دیر شد افسوس
دیر شد!
شعر، ما را نا تمام انداخت
رفت!
آینه ها ناگهان زنگار بست
قصه شعر ما ناتمام افتاد
رفت!
ادامه مطلب
نمی دونم
86/08/10نمی دونم که مستم یا که هشیارم
نمی دونم که خوابم یا که بیدارم
نی دونی تواین بی درمونی انسان
چه بی یارم، چه بی یارم، چه بی یارم
قصه های غصه هام رو هیچکی تو دنیا نخونده
زندگی مون زندون حرفای ناب دنیا بوده
مرگ این حنجره های خسته رو هیچکی تو قصه ها نگفته
از خودم
ادامه مطلب
سه شنبه
86/08/08در گذشت قیصر امین پور را به همه جامعه ادبی کشور تسلیت عرض می کنم
سه شنبه؛
چرا تلخ و بی حوصله؟
سه شنبه ؛
چرا این همه فاصله؟
سه شنبه؛
چه سنگین! چه سخت، فرسخ به فرسخ!
سه شنبه
خدا کوه را آفریده!
آری چنین بود
86/08/01وانگاه که ماهیان تنگ شکسته بر زمین /دل بر کرانه دریای دل نمی دهند
خودم
ره نامه
86/06/31ما را به شب سیاه بفروخته اند
در شام سیه ،پر بال ما دوخته اند
آتش به می، می بهمی آتش عشق
ما را به هزار می افروخته اند
نی نامه ی ما نامه ی دل بوده و بس
آخر ز دل است، ناله از دل بوده و بس
ما راه خلاص از شب آموخته ایم
بر بند پر و بال آتش افروخته ایم
آتش که همی راز جهان بود مرا
چون راه رها بود همی راه مرا
ما را به ره خویش شروعی دادیم
تاخر ز ره ظلم رهایی یابیم
آواز سگ ها و گرگها
86/06/31هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابري ساكت و خاكستري رنگ
زمين را بارش مثقال ، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ
سرود كلبه ي بي
روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولي از زوزه هاي باد پيداست
كه شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پرده هاي برفها ، باد
روان بر بالهاي باد ، باران
درون كلبه ي بي روزن شب
شب توفاني سرد زمستان
م.امید
ادامه مطلب
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده سر نمی زند
یکی زه شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در صحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گزر گهی ست پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند!
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سابه داردو نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
ه.الف.سایه
ارباب پر خاش کرد که بدبخت ! چهل ساله نان مرا زهر مار می کنی ! مگر کور بودی ندیدی که چشم دختر من هم ((چپ)) است
گفت چرا ارباب.. اما.. چیزی که هست ُ دختر شما همه ی خوشبختی ها رو ((دوتا)) می بینه... ولی دختر من این همه بد بختی رو
کارو
اگر دل دلیل است ...
86/05/09

ولی دل به پاییز نسپرده ام
چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آوده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گرده ایم!
گواهی دهید اینک گواه:
همین زخم هایی که نشمرده ایم!
دلی سر بلند و سری سر به زیر
از این دست عمری سه سر برده ایم
(قیصر امین پور)
با برگ
86/05/02حریق خزان بود!
همه برگها آتش سرخ،
همه شاخه ها شعله ی زرد
درختان ، همه دود پیچان به تاراج باد!
وبرگی که می سوخت، می ریخت و می مرد
وجامی _ سزاوار چندین هزار آفرین-
که بر سنگ می خورد!
من از جنگل شعله ها می گذشتم
غبار غروب
به روی درختان فرو می نشست.
و باد غریب
عبوس، از بر شاخه ها می گذشت،
و سر در پی برگ ها می گذاشت.
فضا را، صدای غم آلود برگی، که فریاد می زد،
و برگی که دشنام می داد،
و برگی که پیغام گنگی که به لب داشت
لبریز می کرد.
ادامه مطلب
کتاب
86/05/01
مسخ کافکا رو رها کن ! فرصت آلبرت کامو نیست
دیگه تو تموم دنیا هیچ کسی شبیه تو نیست!
نه هینگوی نه بورخس، نه میشل فوکو، نه الوار
دنبال یک لفمه نون باش! دست از این آدما بردار
ایزابل آلنده بسه! بسه آنگلس فالاچی!
آخه تو می خوای که دنیا ر دگرگون کنی باچی؟1
عاشق هری پاتر باش ! که رکوردا رو شکسته
این روزا هرکی برنده س ، درس جادوگری خونده
ادامه مطلب
نگاه كن...
86/04/30

نگاه كن...
هنوز آن بلند دور
آن سپيده آن شكوفه زار،
انفجارنور كهرباي آرزوست...
سپيده اي كه جان آدمي هماره در هواي اوست
به يك نفس در آن زلال، دم زدن
سزد اگر هزار باربيفتي از نشيب راه وباز رو نهي بدان فراز...
چه فكر مي كني؟
جهان چو آبگينه شكسته است
كه سرو راست هم دراو خميده مي نمايدت...
چنان نشسته در كمين دره هاي اين غروب تنگ
كه راه بسته مي نمايدت...
زمان بيكرانه رابا شمار گام عمر ما مسنج...
به پاي او دمي است اين درنگ ورنج...
بسان رود كه درنشيب دره سربه سنگ مي زند رونده باش
اميد هيچ معجزي زمرده نيست زده باش...
ابتهاج(ه.الف.سايه)
زندگی سخت است باری یار
86/04/30لاله ای می سوزد در باد
ماهیان می میرند از تشنگی
زندگی سختست باری یار
از نگاه اول نوزاد
که دنیا را، وارونه می بیند
تا نگاه آخر پیری
که گیتی را وارونه در وارونه می بیند
در فراز انفجار یک بمب
در کنار نغمه ی دعوا
در میان یک قفس ، زنجیر برپا
در میان جنگل آتش
در کنار بردگانی زنگی
ایستاده بر این تقدس گاه مرگ
در ورای این دل بی رحم انسانی
می روید گلی زرد، گل نفرت
نفرت از بمب، نفرت از دعوا
نفرت از این بردگی، نفرت از تسلیط ها
زندگی سخت باری یار
از نگاه اول نوزاد
که دنیا را وارونه می بیند
تا نگاه آخر پیری
که گیتی را وارونه در وارونه می بیند
M_r_m
خبر های داغ
86/04/25شنیدن خبر مرگ باغ دشوار است
زباغ لاله خبر های داغ بسیار است
در این کرانه که باران داغ می بارد
به چشم ما گل بی داغ کمتر از خار است
گناه اول ما افتتاح پنچره بود
گناه دیگر ما انهدام دیوار است
خوشا اشاعه خورشید در بسیط زمین
صدور نور به هر جا که آسمان تار است
مرا زمان ملاقات آفتاب رسید
مکان وعده ما زیر ساییه دار است
(قیصر امین پور)

خبر
بابا روزنامه فروش! خبر چیه؟
تیتر روزنامه ی شعلور چیه؟
مگه هم صدایی آزاد نشوده
پس دیگه این گاز اشکاور چیه؟
چرا روزنامه ها لالن دوباره؟
چرا بردگی تمومی نداره!
مگه خورشی نیومد به دنیامون،
پس چرا از آسمون خون می باره؟
نگو انتشار آزاد خبر ممنوعه!
نگو اجتماع بیش از دونفر ممنوعه!
خبرات داد بزن! نترس از این که بشنون،
داد زدن تو شهر آدمای کر ممنوعه!
بابا روزنامه فروش ! حرفی بزن!
خبرای داغت بگو به من!
بگو دیشب توی آتیش جنون،
همه پروانه ها خاکستر شدن!
بگو میدون توی خون شناوره!
بگو فرش کوچه از کبوتره
داد بزن! از خود بیداری بگو!
نذار این محله خوابش ببره!
نگو انتشار آزاد خبر ممنوعه!
نگو اجتماع بیش از دونفر ممنوعه!
خبرات داد بزن! نترس از این که بشنون،
داد زدن تو شهر آدمای کر ممنوعه!
ی.گ
مترسک
86/04/16![]()

یک بار به مترسکی گفتم ((لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای.)) گفت((لذت ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی شوم.))
دمی اندیشیدم و گفتم ((درست است؛ چون که من هم مزه ی این لذت را چشیده ام.))
گفت ((فقط کسانی که تن شان از کاه پور شده باشد این لذت را می شناسند.))
آنگاه من از پیش او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من.
یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد.
هنگامی که باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند.
( پیامبر ودیوانه ـ جبران خلیل جبران)
روزمادر
86/04/14

اگر یکه باشی به نام آوری
اگر مهر باشی به روشن گری
اگر روزگاری تو را بر نهند
نگین حکومت در انگشتری
دو صد هشمت آن چنانی تو را
نیرزد به یک لحظه بی مادری
در اندام به هم پیچیده لاله
86/04/12چسان چشمان نابینا که خورشیدی بر اندام فلک دارند به دونبال تو می گردد
صدای بی صدا اکنون به گوش خلق می آید
نگاه نانگاهی ها به چشم ما نمی آید
کسانی راکه گه در پوشش ، کفن بر قامتان دارند
می شویند دستان گنه آلود خود با خون ملت
من و ما هاسلام اش را نمی خواهیم
ترانه نیست بلکه ناقوس مرگ است در اندام به هم پیچیده لاله
ولی آخر به قول مهدی امید
{{سلامت را نمی خواهد، پاسخ گفت: سرها در گریبان است}}
{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{شعر از خودم}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}

